تبليغاتX
ღღღ به نام اهورا مزدا ღღღ
ღღღ به نام اهورا مزدا ღღღ
 
قالب وبلاگ


این بلاگ آپ نمی شود

لینک های عزیز لطفا در صورت تمایل با

وب جدید

 تبادل لینک کنید

موفق باشید

 

 

[ چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390 ] [ 17:54 ] [ yegane ]

... چقدر رنگ ماه پريده است!
"مي ترسي ماه من ! ؟
منم ! آسمان هميشه سياه
من سياهم تا تو ماه باشي
تا تو بدرخشي
چقدر رنگ ماه پريده است ! "
نترس ماه درخشان من !
سياهم اما پليد نه !
آسمانم ، بلند و گسترده
آغوش من پناه توست !
نترس !
چقدر رنگ ماه پريده است !
در آينه ي نگاهش خيره مي شوم !
خورشيد شوم در راه است
رنگ من پريده است !

[ چهارشنبه هفتم دی 1390 ] [ 2:30 ] [ yegane ]
خیلی اوقات . خیلی از کارهایم حس من نیست . یک آن است . یک لحظه ای است که می آید و می رود . اما این دنیای این روزهای من که نه دنیای همیشه من است ... گاهی اوقات به خودم اس می دهم و حالم را می پرسم . گاهی اوقات برای خودم هدیه میگیرم و به دوستانم می گویم یک نفر دوست برایم خریده . گاهی اوقات خود را تحویل میگریم . من بهترین دوست که نه ، نزدیکترین دوست هستم .. من گاهی غریبه می شم ، من گاهی بدجنس میشوم .گاهی متنفر و گاهی غیر قابل تحمل .
 من خودم را دوست دارم 


پ.ن: ممنون از همه ی اونایی که پیگیرن ما زنده ایم یا...

شمام اینطوری می شین؟

[ جمعه دوم دی 1390 ] [ 4:3 ] [ yegane ]
امروز برف می بارید...

از پنجره کلاس بیرون را نگاه می کردم؛ دبیر جغرافیا روی میز زد و گفت:

- حواست کجاست؟

در دلم گفتم همان جا که تو نمی دانی! پیش آن دو کبوتری که گوشه ی پنجره کز کرده اند.

بد نگاهم کرد.

یادم رفت بپرسم شما که دبیر جغرافیا هستید نمی دانید چرا بی موقع برف می بارد؟ هنوز پائیز است!

وباز در دل بگویم: آن دو کبوتر هنوز به لانه و برف نیندیشیده اند!

...

به خانه که بر می گشتم هنوز برف می بارید؛ به آسمان نگاه کردم:

خدایا حواست کجاست؟ 

  


+ پائیز برفی و زمستون آفتابی اینا رو خدا در حال اجرا داره!

[ سه شنبه هفدهم آبان 1390 ] [ 23:46 ] [ yegane ]
عشق بارید

دویدم

بی هوا ، بی دل ، بی نیاز از تو

نگاهم کردی و خندیدم

دست هایم دیگر مال تو نبود ، دزد افسانه ها دست هایم را برد!

فراموش کرده بودم تو بازیگری و من نابازیگر !

عطر نبودنت صدای سرخ مرا بلند کرد و فریاد زدم :

بی تو هم می توان زندگی کرد،

نفس کشید ، پرواز کرد ، رفت . . .

بی تو هم می توان قدم زد ، بارید . . .

بی تو هم می توان آموخت که نباید عاشق مسافر شد . . .

اما . . . بازهم بهانه هایم تکراری بود و تو فهمیدی !

ـ گفته بودم که من نابازیگرم !

بعدا نوشت : بی تو هم میتوان سوخت و خاکستر شد ...!

[ جمعه بیست و هفتم خرداد 1390 ] [ 23:49 ] [ yegane ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

فرداست

که چشم باز کنی،

و آن شکننده ترین را

که امانت بود،

روی خاک پیدا کنی.

.

.

.

من رفتم
و تو به چشم دیدی اما هنوز هم...
فکر می کنی برای توأم؟!
...

شاهکار فروردینی :
یه دختر از تبار پائیز
عاشق وب گردی شبونه و
شب گردی عاشقانه س.
حاشیه های عاشقانه و
عاشقای پر حاشیه رو دوست داره.
راستی!
آپ می کنین خبرم کنین!
هر کس دلم بخواد لینک می کنم سوء تفاهم نشه!

همین

امضا
yeganeh
امکانات وب
فروش بک لینک طراحی سایت